غربت و مظلومیت شیعه ...

صبحی وقتی تصاویر حمله ناجوانمردانه رژیم خائن الحرمین به مساجد؛ حسینیه ها

 و منازل مسکونی رهبران نهضت در بحرین رو از شبکه العالم می دیدم ؛

مظلومیت و غربت شیعه دوباره خونم را به جوش آورد ... 

وقتی غربیها شهرهای نفت خیز و استراتژیک لیبی رو از دست دیده می بینند ؛ 

و با وجود مسلح بودن انقلابیون؛ حمله نظامی خود رو علیه معمر قذافی آغاز می کنند ؛

وقتی سیاست حفظ سران و شیوخ جیره خوار خود در خلیج فارس

برای حفظ سیطره نظامی و اقتصادی خود رو

 با سانسور شدید نهضت ملت بیدار بحرین و یمن عملی می کنند ؛

وقتی در پاسخ خبرنگاری که از سخنگوی شیطان بزرگ پرسید :

آیا اگر ایران در بحرین احساس وظیفه و دخالت می کرد 

شما باز هم دخالت نظامی کشورهای بیگانه را همچون حمله

 "نیروهای رژیم سعودی امارات و کویت"

و دخالت آشکار کشور بیگانه در امور داخلی یک کشور رو مجاز می دونستین ؟

و سخنگو تنها به این جمله کفایت کند که شما منظور من رو نمی فهمید!!!

وقتی نماد مبارزه با سلطنت و فساد و خفقان "میدان لؤلؤ ؛مروارید ؛میدان شهداء "

با خاک یکسان می شود ... 

وقتی شیخ یوسف قرضاوی رییس اتحادیه علمای مسلمان،

در خطبه‌های نماز جمعه دوحه "پایتخت قطر" که پیش از این بارها تاکید کرده بود

تظاهرات ملت‌ها جهاد در برابر ظلم و فساد است،

این بار در موضعی کاملا متناقض با گذشته

و همسو با عربستان سعودی، انقلاب ملت بحرین را فتنه توصیف می کند !!!

وقتی سران آمریکا، انگلیس و فرانسه در توافقی پنهانی برای اشغال

و به یغما بردن منابع لیبی به بهانه اجرای قعطنامه سازمان ملل

حملات گسترده ای را به خاک لیبی آغاز می کنند !!!

وقتی این سه مثلث شوم با یقین از اینکه مردم و گروههای مخالف دیگر

اجازه ادامه حکومت به قذافی را نخواهند داد

و از ترس روی کار آمدن دولتی مردمی در این کشور،

سراسیمه گزینه نظامی را در دستور کار خود قرار می دهند !!!

وقتی مراجع عظام تقلید دروس حوزه های علمیه را

 به نشانه اعتراض به کشتار مردم بی دفاع بحرین تعطیل می کنند ... 

وقتی پادشاه بحرین از سران عربستان و امارات متحده عربی و کویت 

 که برای سرکوب قیام شیعیان در بحرین به منامه نیروی نظامی اعزام کرده اند،

 قدردانی می کند ...

دلخوش کردن به سازمانهای بین المللی از قبیل

سازمان حقوق بشر؛ سازمان کنفرانس اسلامی؛ سازمان بین الملل؛ اتحادیه عرب و ...

بی فایده است ...

ملتها را تنها ملتها درک می کنند و نظامهای مردم سالار دینی

سکوت حکام عرب در قبال جنایتهای رژیم آل خلیفه و اعزام نیرو به بحرین 

در حالیکه تظاهرات کاملا مسالمت آمیز و با آرامش و بدون درگیری و خونریزی ست

و در مقابل عدم اعزام نیرو به لیبی درحالیکه در حال فروپاشی ست

جز خفت و ذلت برای رژیمهای دست نشانده عرب چیزی باقی نمی گذارد ... 

--------------------------------------------------------------

تحویل سال نو با شام غریبان مسلمانان بحرین

همراه با افروختن شمع مقابل کنسولگری عربستان(مشهد بلوار سجاد خ حامد)

 از یکشنبه ساعت 20 تا دوشنبه صبح اول فروردین ...

اللهم انصر الاسلام و المسلمین ...

می کند درد ؛ دل از این همه بی دردیها ...

 

دل به سبز که سپاریم در این زردیها؟

رفته از خاطره ها نیز جوانمردیها

هیچ کس؛ هیچ کسی را نسروده است اینجا

می کند درد ؛ دل از این همه بی دردیها

دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را ...

 

 ان لله جنة لیس فیها حور و لا قصور و لا لبن و لا عسل

بل یتجلی فیها ربنا ضاحکا متبسما ...

حضرت دوست فردوس و بهشتی دارد که در آن

از حور و قصر و شیر و عسل خبری نیست ...

تنها در آن ضاحک و متبسم تجلی می کند ...

و محب محو تماشای محبوب می شود ...

 " ینظر الی وجه الله"...

گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی

دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را ...

مهر خوبان دل و دین از همه بی پروا برد ...

 

 

سَيدي فَبِمَنْ اَسْتَغيثُ اِنْ لَمْ تُقِلْني عَثَرْتي ؟

 فَاِلي مَنْ اَفْزَعُ اِنْ فَقَدْتُ عِنايتَكَ في ضَجْعَتي؟

 وَاِلي مَنْ اَلْتَجِئُ اِنْ لَمْ تُنَفِّسْ كُرْبَتي؟  فرازی از ابوحمزه


سیدی ...

 اگر از لغزش هام درنگذری، این ناله ها و استغاثه ها رو پیش کی ببرم؟

 اگر عنایت تو در تنهایی و ظلمت قبر شامل حال من نشه، پیش کی جزع و فزع کنم؟

 تو به من بگو ...

پیش کی التیام بگیرم ؛ اگر تو این کروب ؛ این رنجها و مشقات رو با نفس روح بخشت

خودت برطرف نکنی ؟ 

---------------------------------------------------------------------

مهر خوبان دل و دین از همه بی پروا برد
رخ شطرنج نبرد آنچه رخ زیبا برد

تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت
از سمک تا به سماکش کشش لیلا برد

من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه
ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد

من خسی بی سرو پایم که به سیل افتادم
او که می رفت مرا هم به دل دریا برد

جام صهبا زکجا بود مگر دست که بود
که به یک جلوه دل و دین زهمه یکجا برد

خم ابروی تو بود و کف مینوی تو بود
که درین بزم بگردید و دل شیدا برد

خودت آموختی ام مهر و خودت سوختی ام
با برافروخته رویی که قرار از ما برد

همه یاران به سر راه تو بودیم ولی
غم روی تو مرا دید و ز من یغما برد

همه دلباخته بودیم و هراسان که غمت
همه را پشت سر انداخت، مرا تنها برد   

علامه سید محمد حسین طباطبایی

آلزایمر "نسیان" یا شدت حضور محبوب ؟!!!

پیش از دیدن فیلم بسیار راغب شدم تا فیلمی  را که در بخش بین الملل

جایزه ویژه مصطفی عقاد؛ برنده پنج بیرق طلایی در بازیگری و بهترین کارگردانی شده

و همچنین از نگاه مخاطبان سایت هفت حتی جلوتر از سیزده 59 قرار گرفته

با کنجکاوی دنبال کنم و ببینم ...

فیلم گذشته از بازی خوب مهران احمدی"محمود"؛" فرامرزقریبیان "آقا نعیم"

و چند نمای خوب از فضای باز آسایشگاه بیماران روانی که با برگهای پاییزی و

موسیقی تلفیقی به ملودرام آمیخته با تراژدی قصه کمک می کنه

می خواهد پیامی منتقل کند که خود از عهده آن بر نیامده است ...

معتمدی سعی کرده"با نوعی مشرب فکری که خود وی در این زمینه

به دلیل مطالعات فلسفی اش ژستهای فیلسوف مآبانه و در عین حال رئال را دنبال می کند" 

بسیاری از ساخته‌های سینمایی و تلویزیونی را که در آن مخاطب این توقع را دارد

 که لزوما با شروع یک قصه، باید یا سرنوشتی تغییر کند و یا اتفاقی نو رقم بخورد

 که باور کند قصه از قوت کافی برخوردار است را تغییر دهد ...

خواسته به مخاطب بفهماند که لزومی ندارد برای بیان یک اصل، قصه و یا دیدگاه،

حتما سرنوشتی تغییر کند و یا اتفاقات عجیب و غریب بیفتد ...

برای همین هم فیلم چون دگر فیلمها پایان خوشایندی ندارد ...

و همه چیز برمی گردد به همان روال سابق

"از آسایشگاه شروع می شود و در انتهای فیلم به همان آسایشگاه خاتمه می یابد ..."

 و البته در قالب طرح قصه قدیمی و تلخ "مظلومیت زن"در جامعه سنتی ایران ...

تلخی که حتی با دخالت دین"با ورود روحانی محل به قصه" به شیرینی ختم نمی شود

و قصه تلخ عدم آزادی زن و نادیده گرفته شدن حق انتخاب و اختیار او ؛

دوباره سوژه ای برای کسانی می شود که نه از قوانین مدنی و حقوق اسلامی بهره ای برده اند

و نه حتی تراژدی قصه را برای مخاطبی که گرایش به دین و سنت ندارد ؛

باورپذیر و قابل درک می کند ...

فیلم به تلخی شروع می شود و با تلخکامی پایان می پذیرد ...

زنی "مهتاب کرامتی"در صحنه ابتدایی با جنازه همسرش روبرو می شود

و پیش از رویت جسد در گفتار و حالاتش پیداست که نمی خواهد واقعیت را بپذیرد

و در همان سکانس ابتدایی به صراحت می گوید که من بوی همسرم را می فهمم

و این بو نشانی از همسرش ندارد ...

و در سکانس بعدی معلوم نیست براساس کدام قوانین مدنی و یا حقوق اسلامی

 به ازدواج برادر همسرش درآمده ...

"زن بیوه که براساس قوانین مدنی و حقوق اسلامی کاملا آزاد است

تا بدون دخالت و نظر پدر و اجداد یا اطرافیان دیگر؛ برای آینده اش خود تصمیم بگیرد؛

معلوم نیست چگونه علی رغم میل باطنی اش به عقد برادر همسرش"آقا نعیم"درآمده؟!!! ...

اگر بیمار روانی ست که عقدشان بر اساس قوانین مدنی و اسلامی باطل است ...

اگر عاقل و رشیده ست چگونه این اتفاق افتاده ؟

او که معتقد است همسرش سفر رفته و زنده است؟

نام فیلم آلزایمر است !!!

 آلزایمر"نسیان" یا بر اساس یک سانحه و تصادف فیزیکی اتفاق می افتد

یا به دلیل کهولت سن که آسیه از هردو مبراست ...

آسیه نه تنها دچار آلزایمر نیست بلکه به دلیل شدت وابستگی و علاقه به همسرش

"امیرقاسم " او را زنده و گمشده ای می داند که به سفر رفته و باز خواهد گشت ...

به همین دلیل با ورود مردغریبه"مهدی هاشمی" او را دست یافتنی می بیند ...

فیلمساز در حال القاء نادیده شدن حقوق زن در جامعه سنتی ایران است

درحالیکه اگر در نگاه فیلساز آسیه دچار آسیبهای روانی و رفتاری غیرمعقول است

"چون درج آگهی در روزنامه و خرید وسایل زندگی برای زندگی مشترک با همسر فوت شده اش"

بنابر قوانین مدنی و حقوق اسلامی خود به خود و به صورت کاملا طبیعی

ازدواج با چنین فردی منتفی ست و مجنون اختیار و انتخابی ندارد ...

چنانکه تکلیفی هم متوجه او نیست ...

بنابر این ازدواج آقا نعیم " برادر همسرش" از همان ابتدا با او دچار اشکال حقوقی ست ...

و اگر فیلساز معتقد است که زن عاقل و رشیده است

"چنانکه در سکانس مسجد؛ روحانی از او گله می کند که چرا به خانه همسرت"آقا نعیم"

بر نمی گردی و یقینا یک روحانی و یک شخص عاقل با دیوانه و بیمار روانی وارد گفتگو نمی شود

و از او رفتاری معقول انتظار ندارد  ...

و همچنین در سکانس بیماری آقا نعیم چون یک پرستار از او مراقبه می کند

و با او کاملا منطقی و عاقلانه دیالوگ برقرار می کند"

چرا بنابر قوانین مدنی و اسلامی حق انتخاب و آزادی او نادید گرفته شده

معتمدی بنابر همان مشرب فکری که می خواهد قصه رئال جلوه کند

متاسفانه داستان را رها کرده و نتوانسته تکلیف آسیه را برای مخاطب روشن نکرده که

بالاخره او بیمار روانی ست یا دارای شخصیتی منطقی که از همسرش جدا افتاده

و چیزی ازاطرافیان نمی خواهد؛ مگر آزادی در انتخاب و ازدواج با کسی که او مدعی است

همان همسر گمشده اش هست ...

ادامه نوشته

سلنی اعطک ...

يقول الرسول الاعظم (ص) : ما من يوم يمر الا و الله تعالى ينادي ...

عبدي ما انصفتني اذكرك و تنسى ذكري ؟

و ادعوك الى عبادتي و تذهب الى غيري ؟

و ارزقك من خزائني و امرك ان تتصدق لوجهي فلا تطعيني ؟

و افتح عليك ابواب الرزق و استقرضك من مالي فتجبهني ؟

و اذهب عنك البلاء و انت معتكف على فعل الخطايا؟

يا ابن ادم ما يكون جوابك لي غدا اذا اجبتني ؟

لبیک عبدی ...

سلنی اعطک و توکل علی اکفک ...

اللهم اجعلنا ممن دأبهم الارتياح و الحنين اليك ...

و دهرهم الزفرة و الانين ...

 يا منى قلوب المشتاقين و يا غاية آمال المحببين ...

اسألك حبك و حب من يحبك؛ و حب كل عمل يوصلني الى قربك؛

و ان تجعل حبي اياك قائدا الى رضوانك ...

----------------------------------------------------------------

ای شجاعت بعید٬ در نگاه شیرها
 بر تو غبطه می خورند٬ جمله ی دلیرها

بی تو  گل نمی دهند٬ بی تو  تر نمی شوند
شاخه ی درختها، سینه ی کویرها

هر کجا که می روم ردی از تو مانده است
بوی عشق می دهند٬ بعد تو مسیرها

عشق من! اگر جهان٬ روز و شب به من زند
زخم و زخم و زخم٬ از٬ تیر و تیر و تیرها

 دل نمی دهم به این٬ دلبران رنگ رنگ
خم نمی شود سرم٬ پیش آن امیرها

عشق من! شبیه تو  در جهان نیافرید
آنکه با تو کاست از٬ شأن بی نظیرها

بعد از آن که آمدی کی بلند می شود
دست سر بلندها روی سر به زیرها؟!

                                                                         سیروس عبدی

 ملکا ...   با صدای حسام الدین سراج 

إیقاظ الشعوب المسلمة فی العالم ...

 

"أیها الإخوة و الأخوات المصریین التونسیین اللیبیین البحرینین و الیمنیین

و کل شعب فی العالم السلامی  :

قال الله الحکیم فی محکم کتابه :
ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا مابانفسهم(11 رعد)

و ایضا یقول:

لا یستوی القاعدون من المومنین غیر اولی الضرر و المجاهدون فی سبیل الله
باموالهم وانفسهم فضل الله المجاهدین باموالهم و انفسهم علی القاعدین درجة
وکلا وعد الله الحسنی وفضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما (95 نساء)

وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ
وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِن تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ ﴿ 51 ﴾

أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلَا يَكَادُ يُبِينُ ﴿ 52 ﴾


فَلَوْلَا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَاء مَعَهُ الْمَلَائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ ﴿ 53 ﴾


فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ ﴿ 54 ﴾ زخرف



فتوجهوا ...

انه استخف قومه فاطاعوه ...

إذا عرضت عليكم حاجة فتوجهوا لولی الامر المسلمین الإمام الخامنه ای
"مد ظله العالی"

إن مراجعة التاریخ الاسلامی یبین للانسان أن المستکبرین والسلاطین

 کانوا یقفون کحجر عثرة فی وجه الأنبیاء والأولیاء الالهیین،
ویمنعونهم من ممارسة نشاطاتهم و فعالیاتهم الدینیة والدنیویه و الحریه ...

و اشدد على أن صیانة الثورة الاسلامیة من المخاطر رسالة تقع على
عاتق عموم أبناء الشعب،
و اقول : یجب علینا جمیعاً العمل على الحفاظ على هذه الأجواء الایجابیة
السائدة فی البلاد، سیما المصریون و التونسیون اللیبیین البحرینین و الیمنیین ...

فكروا أيها الإخوة و الأخوات الأعزاء بالتخلص من التغرب والعثور على ضالتكم

فالشرق ضيع ثقافته الأصيلة، و يجب عليكم انتم ـ الذين تريدون أن تكونوا مستقلين وأحراراً ـ

أن تقاوموا، على أمل مجيء مثل هذا اليوم.

ان امریکا هی اکبر داعم للانظمة الدیکتاتوریة فی الشرق الاوسط و العالم ،

 مشیرا الى ان موجة الیقظة والصحوة ضد الاستکبار العالمی بدات تنمو اکثر فأکثر

ان الانتفاضة الشعبیة ضد الانظمة الدیکتاتوریة بدءاً من امیرکا اللاتینیة

 و وصولا الى الشرق الاوسط هی بمثابة صفعة موجهة من الشعوب الى امریکا

ان امریکا متورطة فی مستنقع دعمها للدیکتاتوریات فی العالم

 وان محاولاتها الیائسة ستجعلها تغرق فیه اکثر ...

 أیها الإخوان و الأخوات فی الله، إصمدوا و إستقیموا فی الدفاع عن وطنکم

 وطن الاسلام حتی لا یحکم فیه عبید الدنیا و عبید الغرب،



انا و الشعب الایرانی و کل شعب فی بلاد المسلمین معکم ...

لا تحزنوا ان الله معنا ...

إن يكن منكم عشرون صابرون يغلبوا مائتين

و إن يكن منكم مائة يغلبوا ألفا من الذين كفروا بأنهم قوم لا يفقهون 65 الأنفال ...

والسلام عليكم أيها الإخوان الاعزاء والابناء الاحباء ورحمة الله وبركاته ...