جاری با رمضان (10) ... یک فرصت دوباره به این آشنا بده ...

 

  

دیگه این روزا خوب فهمیدم که دوست نداری از من بشنوی ... 

برای همینم از خودت هی دور و دورترم می کنی ...

لعلک لم تحب ان تسمع دعایی فباعدتنی ...  ابوحمزه

تا رمضان سال آینده تنها ۲۸۵روز دیگر باقیست ...

---------------------------------------------------

"پس برخیز و دو رکعت نماز در بالای سر بگزار و ..." مفاتیح الجنان

 قال ابن كثير :

" وقد اختلف العلماء بعدها في رأس الحسين هل سيره ابن زياد إلى الشام إلى يزيد أم لا ،

 على قولين ، الاظهر منهما أنه سيره إليه ، وقد ورد في ذلك آثار كثيرة فالله أعلم " ...

هی گشتم و گشتم و گشتم ... تا یه جا ؛ جای خالی پیدا کردم ...

گفتم : آقا ببخشید اینجا دیگه بالا سره ؟!!! نه؟!!!

صدایی تو گوشم پیچید و با بغض گفت:

 سری نیست که بالا سری براش در نظر بگیری

 شایدم سری باشه اما یقینا فوقی براش نمی یابی ... 

----------------------------------------------------

در خانۀ دلت به من خسته جا بده

در ؛ روی من نبند به مهمان بها بده ...

اینقدر از غریبی و بیگانگی نگو

یک فرصت دوباره به این آشنا بده ...

حرف دلم به لکنت دیوار شد دچار

جرأت بیا به این دل بی دست و پا بده ...

از هر کسی که خواسته ام یاری ام کند

پاسخ نداد خواهش من را ... شما بده ...

قلب مرا گدای سمج فرض کن ؛ به من

یک کاسه صبر ؛ محض رضای خدا بده ...

یا لا اقل نگاه خود آن - باغ سبز را -

از لای در ؛ نشان من مبتلا بده ...

غول چراغ جادو اگر خواستی ؛ فقط

یک آرزو کن از دل و من را ندا بده !

"از راه آمد"؛ اول این جمله جای توست

تنها به این (خبــر) تو بیا (مبتــدا) بده ...

آخر نیامدی و شنیدم که با خدا

گفتی: "جنون مزمن او را شفا بده" ...

پس دست خالی از دم در راهیم نکن

اخمی به من کن از غضب و ناسزا بده ...

گفتند آبروی مرا می دهی به باد

نفرین به عاشقی که بپرسد چرا ... بده!

وادار می کنی که بیایند مثل سیل

اصلاً نیا ... بهانه به این اشک ها بده ...

                                                                 حمیدرضا حامدی

جاری با رمضان (9) ... عرفه ... سیدالشهداء ...

 

یادتون میاد از همون شب اولی که رویت هلال ماه مبارک یقینی شد

یکی از مستحبات شب اول چی بود ؟!!!

برین بند هفتم رو یه بار دیگه مرور کنیم ...

زیارت قبر امام حسین (ع) ...

اومدیم به نیمه ماه رسیدیم اونجایی که شب تولد سبط اکبر رسول الله بود ...

اما ببینیم بند دوم اعمال شب نیمه ماه رو ... زیارت امام حسین(ع) ...

همونجا کمی درنگ کنین ...

بند پنجم هم باز از امام صادق (ع) در استحباب زیارت امام حسین(ع) روایت اومده ...

بریم شب نوزدهم ... شب ضربت خوردن حضرت امیرالمومنین (ع) ...

باز بند پنجم اعمال شب نوزدهم زیارت قبر امام حسین (ع) ...

شب بیست و سوم دوباره زیارت قبر امام حسین (ع) ...

و شب آخر ماه مبارک ... یعنی شب عید فطر ... بند دوم زیارت امام حسین (ع) ...

شب عرفه ... بند چهارم ... زیارت امام حسین(ع) ...

روز عرفه بند دوم  ... زیارت امام حسین (ع) و زیارت کسی که در این روز در کربلاء باشد ...

 "خودتون بخونین " ...

شب عید قربان ... و سنت است در آن زیارت امام حسین (ع) ...

اینها رو گفتم تا باز یادآور شم که من چیزی از این همه تأکید بر زیارت سیدالشهداء

از ابتدای شب اول ماه مبارک تا عید قربان که اگر در رمضان آمرزیده نشدیم

به فرموده امام صادق (ع) منتظر رمضان سال بعد باشیم؛ مگر استغفار و درک روز عرفه ...

نفهمیدم ... نفهمیدم ... و نخواهم فهمید ...

------------------------------------------------------

اینها رو گفتم تا دعا کنین برای کسی که در رمضانش جاری نشد و چشم دوخته است

به روز عرفه و زیارت عزیز دردونه هستی ؛ سیدالشهداء ... کشتی نجات ...

تا ساعاتی دیگر عازم سرزمین عراقم ...

و می روم تا خسی باشم در خیل جمعیتی که این روزها در عرفات نیستن

اما عرفان و معرفت را از سرچشمه معارف توحیدی از اباعبدالله الحسین (ع) دریافت می کنن ...

ملتمس دعا ...

صفای دل ...

 

 

صفای دل(1)

صفای دل (2)

صفای دل(3)

صفای دل(4)

صفای دل (5)

و یوسفی که به دام بلاست ؛ تاجیک است ...

 

 

گاه بدون خواسته و بی طرح و تدبیر؛ فرصتهایی آن حکیم مهربون

 برات ایجاد می کنه که در شکر اون نعمت می مانی ...

بیش از دو سال هست که مفتخرم در رادیویی دوست داشتنی

با دوستانی فرهیخته و اهل دل همکاری دارم ...

گر چه عدو سبب این خیر شد ؛

اما روز به روز به لحاظ سلوک عملی و نگاههای روشن بینانه شان بیشتر جذبشان می شم ...

فرقی نمی کنن از دوستان ایرانی تا همکاران خوب تاجیکیم ...

سال پیش در آذر ماه سایت فارسی رادیو تاجیک

با تلاش طاقت فرسای این دوستان کلید خورد ...

بدون ریالی بودجه و حتی نیروی انسانی یا سیستم و تجهیزاتی ...

و تا چند روز آینده سایت سیریلیک رادیو تاجیک همزمان با عید سعید قربان افتتاح می شه ...

برخی از دوستانم در این رادیو که خود اهل ادب و تحقیق هستن دارای وبلاگ هستن ...

از ویژگی دوستان تاجیکیم نظم و دقت و تعهد به کار ؛

ادیب و شاعر بودن و تقیدشون به نماز اول وقت هست ... 

دوستان خوب ایرانی هم ؛ همگی اهل فضل و قلم و اهل دلند ...

خدا رو شکر ...  الحمد لله رب العالمین ...

از دوستان خوب مجازیم می خوام که برای هر چه غنی تر شدن سایت رادیو تاجیک

اگر نظر؛ پیشنهاد و یا انتقادی دارن دریغ نکنن ...

ضمن اینکه فکر کنم برخی بخشهاش حداقل باکس موسیقی

که حاوی موسیقیهای ایرانی و تاجیکی ست ؛

برنامه های تولیدی و باکس خبر و ... برای استفاده خالی از لطف نباشه ...

این پست رو با تک بیتی از غزل زیبای دوست فرهیخته و همکار تاجیکم  بهروز ذبیح الله 

به پایان می برم ...

زمان فتنه و مکر و ریاست؛ تاریک است

به هر کجا که دلی مبتلاست؛ تاجیک است ...

چو استخوان به گلوی ستمگران محکم

و یوسفی که به دام بلاست؛ تاجیک است ...

بزم ربانی ...      با صدای خواننده تاجیکی عمر تیمور اف

جاری با رمضان (8) ... هشت(9) ...

 

 

إِلَهِی إِنْ کَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِی وَ لَمْ یُقَرِّبْنِی مِنْکَ عَمَلِی

 فَقَدْ جَعَلْتُ الاعْتِرَافَ إِلَیْکَ بِذَنْبِی وَسَائِلَ عِلَلِی ...

وقتی می بینم داره زمان کوچ و رحلتم فرا می رسه

 و چیزی در بساط برای قرب و نزدیک شدن به تو ندارم

چیزی نمی مونه مگه همین اعتراف به خطاها و معاصی که

اینا رو وسیله ای و پلی برای رسیدن به تو قرار بدم ...

طاعت از دست نيايد گنهي بايد كرد

در دل دوست به هر حيله رهي بايد كرد ...

فعن الصادق(ع):

مَنْ لَمْ يُغْفَرَ لَهُ فِي شَهْرِ رَمَضانِ لَمْ يُغْفَرلَهُ اِلي قابِل اِلا اَنْ يَشْهَدَ عَرَفَةً ...

کسیکه در ماه مبارک رمضان بخشیده نشود باید منتظر ماند تا رمضان سال دیگر مگرآنکه عرفه را درک کند ...

 تا رمضان سال آینده تنها 306 روز دیگر باقیست ...

خدا بیامرزه آقاجون رو ...

 می گفت هر وقت کارتون سردرگم و سخت شد ؛

این آقا رو به فرزند دلبندش قسم بدین ...

خودش سید رضا بود؛ بخاطر ارادتش به جواد الائمه ؛

اسم پسر اولش رو سید جواد گذاشت ...

آقا باب الحوائج !!!

 سعیم اینه برای تشرف به حرم پدرتون از باب الجواد(ع) وارد شم ...

دیگه گروکشی جزئی از زیارت شده ...

" هشتمون گرو نهه" رو برای همین جا گفتن ...

شما همون نهی هستین که برای بدست آوردن هشتمون رضایت شما شرطه ...

هیچ کس جز شما نمی دونه پدرتون چقدر شما رو دوست داره ...

آقا !!! ابا الحسن ...

دیشب و امروز روم نمی شد براتون روضه پسرتون رو بخونم ...

آخه می گن :خوبیت نداره برای پدر روضه پسر رو خوند ...

اما آقا !!! پس چجوری جدتون دلش اومد پسر رشیدش رو

 اونی که اشبه الناس برسول بود رو به مسلخ روونه کنه ؟!!!

آقا شما هم شنیدین مجسمه صبر و صلابت با این داغ دیگه توان از کف داد و گفت:

ولدی علی عَلَی الدّنيا بعدك العفا ...

لا یوم کیومک یا اباعبدالله (ع) ...

دل پاره پاره از زهرِ ؛ نه طبیب و نه دوایی ...

به کجا رود غریبی که ندارد آشنایی ...

مرثیه