کاغذ اسپید نابنوشته باش !!!

دفتر صوفی سواد و حرف نيست              جز دل اسپيد همچون برف نيست

زاد دانشمند آثار قلم                               زاد صوفی چيست انوار قدم

برنوشته هیچ بنویسد کسی؟                    یا نهاله کارد اندر مغرسی؟

کاغذی جوید که او بنوشته نیست               تخم کارد موضعی که کشته نیست

ای برادر! موضع ناکشته باش                      کاغذ اسپید نابنوشته باش

تا مشرف گردی از نون و القلم                     تا بکارد در تو تخم آن ذوالکرم   

اگر کارمان تنها زدون اغیار و سپید کردن لوح وجود باشه ...

او بی محابا و سیل آسا معارف و حقایق هستی رو بر ضمیر دل ما می پراکنه ...

نون و قلم او آماده ست ...

تنها به دنبال کاغذی ست که سیاه نشده باشه ...

و زمینی که غیر در آن نروییده باشه ...

----------------------------------------------------------------

خاب الوافدون علی غیرک ...

وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضونَ اِلاّ لَکَ ...

وَ ضاعَ المُلِمُّونَ الاّ بِک ...

وَ اَجدَبَ الْمُنْتَجِعوُنَ الاّ مَنْ اِنْتَجَعَ فَضْلَک ...

صراطی که در آن خمینی نباشد سبیل شیطان است!!!...

 

این روزها سخن از بزرگ مردی ست که من و امثال من

اگر نامی از آموزه های دینی و معارفی می بریم ...

اگر حوزه های علمیه هنوز قال الباقر(ع) و قال الصادق(ع) می گویند ...

اگر می شود در جامعه امروز نشانه هایی از دین دید ...

اگر می شود نه تنها در برابر بی عدالتیهای داخل کشور که

می توان علیه جهانخواران و دیکتاتورهای زمانه مردانه ایستاد ...

اگر نام ایرانی نه به عنوان فردی از کشوری عقب افتاده که حق توحش از او بگیرند

بلکه در ردیف ده کشور برتر جهان در عرصه های نانوتکنولوژی؛ فن آوری هسته ای؛

فن آوریهای نوین؛ سلولهای بنیادین و دارای رتبه برتر علمی در خاورمیانه

 از او همه جا با احترام یاد می کنند ...

اگر امروز جنبش بیداری اسلامی در کشورهای آفریقایی و آسیایی

 بعد از ۳۰ سال از انقلاب او در خیزشهای مردمی منطقه نفوذ پیدا کرده ؛

اگر ایران امروز عراق نیست ؛افغانستان و ترکیه و ترکمنستان نیست ؛

عربستان و مصر و سوریه و لبنان نیست ؛

اگر دادخواهی امروز در قلب اروپا و آمریکا رسوخ کرده

اگر در همه معادلات جهانی یک طرف معادله ایران و ایرانی جماعت است ...

اگر و اگر و اگر ...

کدام منصفی در جهان هست که قدرت نفوذ این پیر فرزانه را در همه کشمکشهای جهانی

که روزی تنها بین دو قطب شرق و غرب معاوضه می شد امروز بتواند نادید بگیرد ...

پیر فرزانه ای که از دنیا تنها یک منزل حقیر استیجاری داشت

 اما دلش؛ ذهن و عقل و هستی اش به هستی آفرین گره خورده بود و قدمی برنمی داشت ؛

 سخنی بر زبان جاری نمی کرد و سکوتی اختیار نمی کرد ؛

مگر آنکه از ذات اقدس اله فرمان می گرفت ...

برای خودم و هر فرد ایرانی با هر آیینی متأسفم که امروز قدر خمینی

و انقلاب و ایده های ناب او را نه فقط اسلام شناسان منطقه که

شرق شناسان و ایده پردازان غربی ؛ بزرگان مارکسیست ؛ بزرگان کاپیتالیسم ؛

بزرگان سیاست با هر آیینی ... بزرگان اقتصاد با هر آیینی ...

بزرگان روانشناس با هر نوع مکتبی ... بزرگان زهد و ریاضت و مجاهده با هر تفکری

بزرگان فلسفه با هر گرایشی ... جامعه شناسان نوین ؛ حامیان کذایی حقوق بشر ؛

و ... همه اینها و غیر اینها خمینی و تفکرات و منش و سلوک عملی او را

بیش از من مسلمان ایرانی قدر می دانند ... بیش از من ایرانی ارج و قرب قائلند ...

و من نشسته ام و ماتم گرفته ام که چرا روز میلاد حضرت باقرالعلوم (ع)

 از خمینی سخن می گوییم !!!

متأسفم که همچنانکه اهل بیت مظلوم بوده و هستن؛

یارانشان نیز در اوج مظلومیت و غربت به سر می برند ... 

"ما مفتخریم كه "باقرالعلوم " بالاترین شخصیت تاریخ است

و كسی جز خدای تعالی و رسول - صلی الله علیه و آله - و ائمه معصومین - علیهم السلام -

مقام او را درك نكرده و نتوانند درك كرد، از ما است ."*

این کلام آن یگانه دوران است همو که درباره اهل بیت فرمود:

"ما مفتخریم كه ائمه معصومین ما - صلوات الله و سلامه علیهم - در راه تعالی دین اسلام

و در راه پیاده كردن قرآن كریم كه تشكیل حكومت عدل یكی ازابعاد آن است ،

در حبس و تبعید به سر برده و عاقبت در راه براندازی حكومتهای جائرانه

و طاغوتیان زمان خود شهید شدند.

 و ما امروز مفتخریم كه می خواهیم مقاصد قرآن و سنت را پیاده كنیم

و اقشار مختلفه ملت ما در این راه بزرگ سرنوشت ساز سر از پا نشناخته ،

 جان و مال و عزیزان خود را نثار راه خدامی كنند."**

حضرت روح الله بی شک معجزه قرن بود ... چه بخواهیم چه نخواهیم ...

 چه در سایه سار نظام الهی او متنعم باشیم و شاکر و چه گوش و چشممان را برحقایق هستی

 و واقعیات جهان امروز ببندیم و عناد بورزیم ...

مگر در عصرهای متمادی ؛ سیاستمدار و حاکم از عادل و جابر ؛

 مسلمان و غیر مسلمان کم بوده اند ؟!!!

مگر بعد از ائمه اطهار و غیبت صغری تا کنون فقیه؛ فیلسوف؛ محدث؛ سیاستمدار ؛عارف؛ مفسر

 مورخ ؛اسلام شناس؛ متکلم؛ زاهد؛ شاعر و ... در حوزه اسلام و غیر اسلام کم بوده اند ؟!!!

مگر در فقه" شیخ انصاری و آیت الله خویی و ..." در تفسیر" علامه طباطبایی و شیخ طبرسی و ..."

 در سیاست" آخوند خراسانی و مدرس و ..."

 در فلسفه"ابن سینا ؛ ملاصدرا؛شیخ اشراق و ..." در عرفان "محی الدین عربی؛حضرت مولوی و ..."

 در حدیث "شیخ طوسی و فیض کاشانی ..."در کلام و نجوم و ریاضیات "خواجه نصیرالدین طوسی و

ابن هیثم و ..."در شعر و ادب فارسی" سعدی و حافظ شیرازی ؛فردوسی؛خیام و عطار و ..." 

در جامعه شناسی" ابونصرفارابی و ..." در اخلاق" آیت الله قاضی طباطبایی و آیت الله بهاءالدینی و ..."

 در زهد "امام محمدغزالی و ..."

و در ... و دیگر بزرگان و سرآمدان روزگار هیچ نبوده و یا کم بوده اند ؟!!!

و خمینی همه اینها بود و هیچ یک از این بزرگان نبود !!!

والله که اگر خمینی نبود؛ انسان کامل همان که مظهر ظهور اسماء الهی

در همه صفات جمالیه و جلالیه است؛ برایمان معنی و مفهومی نداشت ...

راستي اگر روح الله را نمي ديديم، تصور رفتار رسول الله و ولي الله چقدر برايمان مشکل مي شد ...

و چقدر در زمان حیات دنیویش و امروز افکار و اندیشه ها و آرائش و شخصیت بلند و ملکوتیش

 در میان ما مهجور و مستور است !!!

خدا رو شکر که امروز امین اللهی میراث دار آن پیرفرزانه هست

 تا همچنان بیرقش بر زمین نماند ؛

 و صدای بیداری و دادخواهی و روشنگری او در برابرصاحبان زر و زور و تزویر

همچنان امید را در مستضعفان جهان زنده نگه دارد ... 

صراطی که در آن خمینی نباشد سبیل شیطان است!!!...

و چقدر آن پیرفرزانه همه مجاهدتهایش را نادید می گرفت:

"از 15 خرداد تا حالا كه آمديم، خون داديم يعنى شما خون داديد ،

 من كه نشسته‏ام اينجا ...

 من هم هيچ حقى ندارم ... شما خون داديد ...

 شماها به ميدان رفتيد ؛ شماها مبارزه‏ كرديد ؛ ماها هيچ حقى نداريم ...

 ما بايد براى شما خدمت كنيم ... خودمان نبايد استفاده كنيم ...

 نه استفاده عنوانى ...

خاك بر سر من كه بخواهم استفاده عنوانى از شما بكنم!

خاك بر سر من كه بخواهم خون شما ريخته بشود

 و من استفاده‏اش را ببرم!

 [گريه و ابراز احساسات شديد جمعيت و شعار درود بر خمينى‏]***

برای مطالعه بیشتر به اینجا رجوع کنین ...

---------------------------------------------------------------------

* و**وصیت نامه الهی سیاسی حضرت روح الله (س)

***سخنرانى در جمع روحانيون و اقشار مختلف مردم در اولین سالگرد قيام 15 خرداد بعد از انقلاب
زمان: 15 خرداد 1358
صحیفه حضرت امام رحمت الله علیه جلد 8 صفحه 53

پ .ن:باز هم باید تأسف خورد که وقتی ویکی پدیا می خواهد او را معرفی کند به

 فقیه، نویسنده، شاعر، مرجع تقلید شیعه و اولین رهبر ایران در نظام جمهوری اسلامی اکتفاء می کند!!!

يار با ماست چه حاجت که زيادت طلبيم !!!

 

رسول مشتاق از همصحبتی با جبرئیل امین به دیدار فاطمه می آید ...

: قرة عینم ؛ پاره جگرم ؛ حضرت احدیت توسط فرشته وحی برای من پیام فرستاده

 تا به تو بگویم هر آنچه که از ذات اقدس اله می خواهی بخواه تا حاجتت برآورده سازد ...

سیدة نساء العالمین : 

"شغلتنی عن مسئلته لذّة خدمته؛ لا حاجة لی غیر النظر إلی وجهه الکریم ... "

لذت خدمت او "حضور در کنار یار" منو آنقدر گرفتار و مشغول کرده

که از او چیزی نمی خوام ...

من همین اندازه که اجازه و رخصت رؤیت و گفتگوی یار رو به من داده اند ؛

 به چیز دیگه ای نیاز ندارم ...

آنقدر سرگرم او شده ام و دل به شیرینی حضور او داده ام که کمبودی حس نمی کنم ...

--------------------------------------------------------------

گلعذاري ز گلستان جهان ما را بس          زين چمن سايه آن سرو روان ما را بس

من و همصحبتي اهل ريا دورم باد            از گرانان جهان رطل گران ما را بس

قصر فردوس به پاداش عمل مي‌بخشند      ما که رنديم و گدا دير مغان ما را بس

يار با ماست چه حاجت که زيادت طلبيم     دولت صحبت آن مونس جان ما را بس

دانه پنهـــــــــان کن بکُلی دام شـــو  ...

 

راهی به سوی نور :

وَ ما أُریدُ أَنْ أُخالِفَکُمْ إِلى ما أَنْهاکُمْ عَنْهُ إِنْ أُریدُ إِلاَّ اْلإِصْلاحَ ما استطعت ...

اگه نهیتون می کنم نه از برای اینه که بخوام با شما مخالفتی کرده باشم ؛

من فقط به قصد اصلاح ؛ اونهم به اندازه توانم اراده می کنم  "شعیب خطاب به قومش ۸۸ هود"

------------------------------------------------------------------

حکایتها و حکمتها :

چون شنید آن مرغ کآن طوطی چه کرد  ...  پس بلـــــــرزید او فتاد و گشت سرد

....

بعـــــــــد از آتش از قفس بیرون فگند  ...  طوطیَک پرّید تا شـــــــاخ بلـــــــــند

....

او چه کـــــــرد آنجا که تو آمــــوختی  ...  ساختی مکری و مـــــــا را سوختی

گفــــــت طوطی کاو به فعلم پند داد  ...  که رهــــــــــا کن لطف و آواز و  وقار

زآنکه آوازت تـــــــرا در بند کـــــــــــرد  ...  خویشتن مـــــــرده پی ِ این پند کرد

یعنی ای مطرب شده با عام و خاص  ...  مُرده شو چون من که تا یابی خلاص

دانه باشـــــی مــــــــرغکانت برچِنند  ...  غنچه باشی کــــــــــودکانت بر کَنند

دانه پنهـــــــــان کن بکُلی دام شـــو  ...  غنچه پنهــــــــان کن گیاه ِ بام شـــو

هــر که داد او حسن ِ خود را در مَزاد  ...  صـد قضای بد ســــــــــوی او رُو نهاد

چشـــــم ها و خشم ها و رشک ها  ...  بر سرش ریزد چو آب از مَشک هـــــا

دشــــــمــنان او را ز غیرت می درند  ...  دوســـــــــتان هم روزگارش می برند

....

خواجه با خود گفت کاین پند ِ من است  ...  راه ِ او گیرم که این ره روشن است

جان من کمتر ز طوطی کی بُود  ...........   جان چنین باید که نیکو پی بُود

------------------------------------------

عطر یار :

الامام المهدی (عج) :

انّی امان لاهل الارض کما انّ النّجوم امان لاهل السّماء ...

من برای اهل زمین مایه امانم چنانکه ستارگان برای اهل آسمان ... بحار ج ۷۸ص۳۸۰

فاطمه فاطمه است ...

 

برای درک انسان کامل باید سنخیت یافت و چه سنخیتی میان من و مادر ؟!!! ...

معصوم را تنها معصوم می تواند درک کند و به لسان؛ جاری ...

"نعم العون علی طاعة الله" سیدالعارفین را باز باید معصوم تفسیر کند و تأویل ...

-------------------------------------------------------

شاید این تراوشات ذهنی و بارشهای دلی کمی

برای درک بانوان و مادران امروز قریب به ذهن آید شاید !!! ...

اما برای منی که از او دور افتاده حتی غلیانهای روحی اش غریب می نماید غریب !!! ...

مرور دلنوشته های گذشته شاید کمی بیان فاصله ها را روشن تر کند ... شاید ...

مرور دلنوشته گذشته را اینجا بیابید ...

این روز عزیز بر همه دوستان مجازی و واقعی

بویژه بانوان و مادران سخت کوش و رئوف مبارک