در طریق عشق بازی امن و آسایش بلاست ...

 

وقتی دانه های اسپند در دل آتش قرار می گیرن بالا می پرن ...

عطرافشانی می کنن ... تازه خاصیتشون عیان می شه ...

حتی خاصیت میکروب کشی و ویروس زدایی پیدا می کنن

 و فضا رو هم ضد عفونی می کنن ...

عروج من و تو به همین پا گذاشتن بر تمایلاتی ست که

چون آتشی می تونه خاکسترمون کنه و می تونه معراجمون باشه ...

حتی فضای اطرافمون رو هم ملکوتی کنه ...

و صد البته که درد داره ...

 نه تنها اجر و مزد و احترام نداره

بل رنج و غم و تهمت و ناسزاست که به سویت روانه می شه ...

یادمون باشه آزار و اذیت خلق الله رو در این راه به حساب او نذاریم ...

وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذَا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذَابِ اللَّهِ ... 10 عنکبوت

در طریق عشق بازی امن و آسایش بلاست

 ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی ...

اهل کام و ناز رادر کوی رندی راه نیست

رهروی باید جهان سوزی نه خام بی غمی ...

اما بدون به دوریت هرگز نکردم عادت ...  محمد اصفهانی

نام تو شد روشنی ذکر خموشان ...

 

-اکثر اوقات ساکت و در حال فکر بود ...

- خلقش نرم بود ...
-کسی را تحقیر نمی‌‌کرد ...
-حقی پایمال می‌شد از شدت خشم کسی او را نمی‌‌شناخت تا اینکه حق را یاری کند ...
-وقتی خوشحال می‌شد چشمها را به ‌هم می‌نهاد ...
-با مردم انس می‌گرفت و آنان را از خود دور نمی‌کرد ...
-بافضیلت‌ترین فرد نزد او خیرخواه‌ترین آنان برای مردم بود ...
-در مجالس جایگاه خاص برای خود برنمی‌گزید ...
-هنگامی که بر جمعی وارد می‌شد در جای خالی می‌‌نشست

 و به یاران خویش دستور می‌داد این گونه عمل کنند ...

- نفس خود را از سه چیز پرهیز می‌داد جدال، پرحرفی و سخنان غیرضرور ...

-در پی لغزش‌های مردم نبود ...
- بر روی زمین می‌نشست و غذا می‌خورد ...
-با دست خویش کفش خود را وصله می‌زد و جامه خود را با دست خود می‌دوخت ...
-آنقدر از ترس خدا می‌گریست که جای نماز آن حضرت نمناک می‌‌شد ...
-هر روز هفتاد بار استغفار می‌کرد ...
-لحظه‌ای از عمر بابرکت خویش را بیهوده نمی‌گذرانید ...
-دیرتر از همه مردم به خشم می‌‌آمد و زودتر از همه راضی می‌گشت ...
-با ثروتمندان و تهیدستان یکسان دست می‌داد و مصافحه می‌کرد

 وقتی به کسی دست می‌داد بیش از او دست خویش را باز نمی‌کشید ...
-با مردم شوخی می‌کرد تا مردم را خوشحال سازد ...


صادق آل محمد(ع)فرمود:
انی لاکره للرجل ان یموت و قد بقی خلة من خلال رسول الله صلی الله علیه و اله لم یات بها ...

من خوش ندارم کسی بمیرد در حالی که هنوز برخی از آداب پیامبر (ص) را به جا نیاورده است ...
 
میلاد رسول مهربانی حضرت ختمی مرتبت و شیخ الائمة حضرت صادق(ع) مبارکباد  ...
 
مشرق مطلق ...  با صدای علیرضا افتخاری ... تقدیم به رسول مهربانی ...
 
تا رمضان المبارک آینده تنها ۱۶۳ روز دیگر باقیست ...

راهی که آمدیم ... و بر سر آن عهد که بستیم نشستیم ...

 

"ما از دره های عمیق گذشتیم ...

 گذشتیم از تمام روزهایی که گذشت و حالا نوستالوژی شده ...

 و نسلی که زیاد نوستالوژی دارد ...

یعنی دلتنگ روزهایی ست که گذشت ..."

دلتنگ روزهایی هستم که گذشت ...

راهی که آمدیم ...  قسمت ۵ مستند صراط کاری از کامران نجف زاده

 --------------------------------------------------------------

بارها به خودم متذکر شده ام که قداست انقلاب را به انقلابی نیامیز

که مدافع انقلابیون شدن مسئولیت تمام معایب و آفات آنها را باید بر دوش کشی ...

در حالیکه امام فرمود: ملاک حال افراد ست ...

و همواره ارزشها و آرمانهای زیبای این انقلاب آنقدر برایم دلچسب و آسمونی بوده است

 که قداستش را به قداست مقامات گره نزنم ...

توجیه گر بی عدالتیها و نابسامانیها نشوم ...

حتی برای احقاق حقم دست به دامان بیگانه و اجنبی نبرم ...

بکوشم برای حفظ شعارهای اصیل انقلاب

که تکمیل رسالت من ست ...

به همان میزان که توجیه حماقت ست  ...

 و تضعیف خیانت ...

آسیبهای سلوک ...

 

آسیبهای سلوک (1)

آسیبهای سلوک (2)

آسیبهای سلوک(3)

آسیبهای سلوک (4)

آسیبهای سلوک(5)

----------------------------------------------------------

بسم الله الرحمن الرحیم ...
برای سخنرانیهای مرحوم صفایی می تونین به این آدرسها مراجعه کنین
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=150300&CategoryID=15427
و
http://www.alisafaee.ir/fa/Page.asp?Id=409
التماس دعا

من و جدایی از این آستان خدا نکند ...

 

بسم الله الرحمن الرحیم ...

گاهی که میام حرمت کلی با آداب و تشریفات میام ...

میرم ابتدا سرمزار بزرگانی که بتونم یه جورایی راضیشون کنم که واسطه بشن ...

از شیخ بهایی گرفته تا حاج شیخ عباس و حاج شیخ جعفر

و آسید علی اکبرآقای ابوترابی با پدر بزرگوارشون تا معلم شهیدمون حاج حسین آقا آستانه پرست

تا آیت الله حکمت و مرحوم واله و آیات عظام مروارید و آمیرزا علی آقای فلسفی ...

بعد به پشت و پناهی و دعاهای خیرشون

هی یک کمکی امید میاد و روم باز می شه و جرأتی که :خب حالا بیا ...

-----------------------------------------------------------------------

گاهی داری می ری که زود برسی به یک کاری ...

زود بیدار شدی ... همه مقدمات رو فراهم می کنی ...

اما انگاری دوتا شدی ... یکی تو رو به سمتی و صدا و ندایی به سمتی ...

هی به قول اون آقاهه می گی کیه کیه ...؟

اما فایده ای نداره ...

کلی مقدمه چینی کردی ... کلی طرح و ایده و برنامه ...

اما همون ابتدای کار میاد جلوت که کجا ؟باهت کار داریم ...

دستپاچه می شی ... خبری شده ؟

نمی دونی ... کسی جوابت رو نمی ده ... فقط مثل یه آهن ربای قوی می کشوننت ...

کجا ؟!!!

همین چند قدم اونطرف تر ... جایی که معدن رسالته ... جای رفت و آمد فرشته ها ...

محل هبوط وحی ... معدن رحمت و خزانه های علم و حکمت و نور ...

 "معدن الرساله و مختلف الملائکه و مهبط الوحي و معدن الرحمه و خزان العلم "...

بی هیچ ادب و آداب و تشریفاتی ...

حتی یادت می ره که کفشاتو تحویل بدی ... سراسیمه خودت رو به آقات می رسونی ...

سلام آقا!!! کاری داشتین ؟!!!

---------------------------------------------------------------------------

گاهی فکر می کنی که رفتی که به آقا و مولات بگی :

آقا هستیم ها!!! ... در خدمتیم!!! ... امری بود؟!!! ... کاری هست که بتونم براتون بکنم ؟!!!...

گاهی هم حس می کنی کشوندنت که:

 بیا اینجا ببینم ... چته ؟!!!...

یه بار فکر نکنی که تنهایی !!!... هستیم ها !!!...

منکه لیاقت ندارم مثل مرحوم صفایی و دیگران بگم :

آقا اومدم که اگه باری ؛ کاری دارین ؛ تعارف نکنین ؛ هستم ... در خدمتم ... ونصرتی لکم معدة ...

من هربار که نگاه می کنم ؛می بینم اون عزیزه که مدام می گه:

بیا اینجا ببینمت!!! کجایی؟!!! کجا داشتی می رفتی؟!!!

 اون چکاری بود که کردی؟!!! از تو انتظار نداشتیم ها!!!

یه بار فکر نکنی از تو غافلیم و فراموشت کردیم !!!

گویی این آقاست که داره می گه: و نصرتی لک معدة ...

نه اینکه فکر کنین خبریه ها ... یا این کمترین لیاقتی و استحقاقی ... نه ... نه ... نه ...

از بس که ضعیف و از دست رفتنی ام ...

هی متذکر می شن که نکنه شونه خالی کنی ...

نکنه ببری ... باش و محکم باش ...

--------------------------------------------------------

از طرف همه اونایی که از بدو آفرینش تا یوم القیامة اومده و میان

و دلشون وقتی اوصاف امام رئوف ما رو می شنوه  ... دلشون به اون عزیز رئوف متمایل می شه

و از طرف همه دوستان خوب مجازی و واقعیم:

اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی،

 الامام التقی النقی و حجتک علی من فوق الارض و من تحت الثری، الصدیق الشهید،

صلاه کثیره تامه زاکیه متواصله متواتره مترادفه کافضل ما صلیت علی احد من اولیائک ...