
بسم الله الرحمن الرحیم ...
گاهی که میام حرمت کلی با آداب و تشریفات میام ...
میرم ابتدا سرمزار بزرگانی که بتونم یه جورایی راضیشون کنم که واسطه بشن ...
از شیخ بهایی گرفته تا حاج شیخ عباس و حاج شیخ جعفر
و آسید علی اکبرآقای ابوترابی با پدر بزرگوارشون تا معلم شهیدمون حاج حسین آقا آستانه پرست
تا آیت الله حکمت و مرحوم واله و آیات عظام مروارید و آمیرزا علی آقای فلسفی ...
بعد به پشت و پناهی و دعاهای خیرشون
هی یک کمکی امید میاد و روم باز می شه و جرأتی که :خب حالا بیا ...
-----------------------------------------------------------------------
گاهی داری می ری که زود برسی به یک کاری ...
زود بیدار شدی ... همه مقدمات رو فراهم می کنی ...
اما انگاری دوتا شدی ... یکی تو رو به سمتی و صدا و ندایی به سمتی ...
هی به قول اون آقاهه می گی کیه کیه ...؟
اما فایده ای نداره ...
کلی مقدمه چینی کردی ... کلی طرح و ایده و برنامه ...
اما همون ابتدای کار میاد جلوت که کجا ؟باهت کار داریم ...
دستپاچه می شی ... خبری شده ؟
نمی دونی ... کسی جوابت رو نمی ده ... فقط مثل یه آهن ربای قوی می کشوننت ...
کجا ؟!!!
همین چند قدم اونطرف تر ... جایی که معدن رسالته ... جای رفت و آمد فرشته ها ...
محل هبوط وحی ... معدن رحمت و خزانه های علم و حکمت و نور ...
"معدن الرساله و مختلف الملائکه و مهبط الوحي و معدن الرحمه و خزان العلم "...
بی هیچ ادب و آداب و تشریفاتی ...
حتی یادت می ره که کفشاتو تحویل بدی ... سراسیمه خودت رو به آقات می رسونی ...
سلام آقا!!! کاری داشتین ؟!!!
---------------------------------------------------------------------------
گاهی فکر می کنی که رفتی که به آقا و مولات بگی :
آقا هستیم ها!!! ... در خدمتیم!!! ... امری بود؟!!! ... کاری هست که بتونم براتون بکنم ؟!!!...
گاهی هم حس می کنی کشوندنت که:
بیا اینجا ببینم ... چته ؟!!!...
یه بار فکر نکنی که تنهایی !!!... هستیم ها !!!...
منکه لیاقت ندارم مثل مرحوم صفایی و دیگران بگم :
آقا اومدم که اگه باری ؛ کاری دارین ؛ تعارف نکنین ؛ هستم ... در خدمتم ... ونصرتی لکم معدة ...
من هربار که نگاه می کنم ؛می بینم اون عزیزه که مدام می گه:
بیا اینجا ببینمت!!! کجایی؟!!! کجا داشتی می رفتی؟!!!
اون چکاری بود که کردی؟!!! از تو انتظار نداشتیم ها!!!
یه بار فکر نکنی از تو غافلیم و فراموشت کردیم !!!
گویی این آقاست که داره می گه: و نصرتی لک معدة ... 


نه اینکه فکر کنین خبریه ها ... یا این کمترین لیاقتی و استحقاقی ... نه ... نه ... نه ...
از بس که ضعیف و از دست رفتنی ام ...
هی متذکر می شن که نکنه شونه خالی کنی ...
نکنه ببری ... باش و محکم باش ...
--------------------------------------------------------
از طرف همه اونایی که از بدو آفرینش تا یوم القیامة اومده و میان
و دلشون وقتی اوصاف امام رئوف ما رو می شنوه ... دلشون به اون عزیز رئوف متمایل می شه
و از طرف همه دوستان خوب مجازی و واقعیم:
اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی،
الامام التقی النقی و حجتک علی من فوق الارض و من تحت الثری، الصدیق الشهید،
صلاه کثیره تامه زاکیه متواصله متواتره مترادفه کافضل ما صلیت علی احد من اولیائک ...