ز آنکه خرسندی محبوب تماشای گل است ...

برای من چه احساس و انگیزهای از این لذت بخشتر که
تو را لحظه به لحظه ناظر نیات و رفتار خود ببینم ...
وَ مَا تَكُونُ فِي شَأْنٍ ...
در هیچ شأنی از شئون زندگیم ...
وَ مَا تَتْلُو مِنْهُ مِن قُرْآنٍ
و هیچ آیهای از آیات کتابت را تلاوت نکردم ...
وَلاَ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ
و هیچ رفتاری از من سر نمیزند ...
إِلاَّ كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُودًا إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ
مگر آن که تو در کمال مراقبت ؛ ناظر و شاهد حرکات و سکنات من بودی ...
وَ مَا يَعْزُبُ عَن رَّبِّكَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء
و هیچ چیز حتی به اندازه مثقال ذرهای در گستره زمین و نه در بلندای سپهر و آسمان ؛
از تو دور و پنهان نخواهند ماند ...
وَلاَ أَصْغَرَ مِن ذَلِكَ وَلا أَكْبَرَ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ... ۶۱ یونس
و نه کوچکتر و نه بزرگتر از آن یافت نمیشود ؛
مگر آن که همه آنها در کتابی آشکار و دیوان علم الهی؛ ثبت و مندرج خواهد بود ...
و بیجهت نیست که رسول مهربانی با آنهمه مشقت و رنج ؛ هرگاه به این آیه می رسید
بکا بکاءاً شدیداً به شدت میگریستند!
چه چیز برای من خسته و رنجور؛ وجد آفرین تر
و چه لذتی فراتر از این که ساز و کار آرمان و باورهای من به گونهای باشد که
احوال ؛ گفتار؛ پندار و رفتارم در منظر تو باشد ... و لا یخفی علیک امر منقلبی ...
بی خود نبود که عبد صالحت ؛سالار شهیدان ؛در روز عاشورا
هر کجا مصائب دردناکتر و سختتر میشد؛ بر شدّت شوق و هیجان حضرتش افزوده میشد ؛
تا جایی که میفرمود: هوّن علیّ انّه بعین الله ...
آنچه مرا به وجد میاره و این مصائب رو بر من سهل و آسون بلکه شیرین و گوارا میکنه
اینه که همه این رویدادها و مصائب در ساحت تو در حال وقوعه ...
ز آنکه خرسندی محبوب تماشای گل است ..... هستیم را گل تسلیم و رضا خواهم کرد
شـوق دیـدار چـنـان مـوج زنـد در دل مـن ..... کـه چو شـد بزم لقا ؛ عزم بقا خواهم کرد
و باز عبرت آموز که فیلسوف معاصر و دانشمند پژوهشگر؛ پروفسور کربن فرانسوی
در سلسله ملاقاتهایی که با علامه طباطبائی (ره) داشتند
فرصت را غنیمت شمرده و جملهای از ایشان به عنوان نصیحت استدعا نموده بود
ایشان در پاسخ فرموده بودند: الم تعلم بان الله یراک ...
پروفسور کربن بسیار از این تعبیر لذت برده بود و دستور داده بود این جمله را
به صورت تابلویی درآورند تا در دانشگاه نصب العین خویش و دیگران قرار گیرد ...
و چه قشنگ و با صفایند چنین سخنانی از تو :
عالم الغیب لایعزب عنه مثقال ذرة فی السماوات و لافی الارض الا فی کتاب مبین 3 سبأ
هر جا باشم تو هم هستی ...
هو معکم أینما کنتم ... ۴حدید
بخاطر حکم و نظر دوست ؛ صبور باش ... تو مدام زیر نظر مایی ؛
غصه نخور ... ما سخت مراقبتیم ...
و اصبر لحکم ربّک انّک باعیننا ... ۴۸طور
من خودم مهر و محبت خودم رو در دلت جاری کردم؛
تا در مقابل دیدگان خودم"زیر نظر خودم" ساخته بشی ... تربیت بشی ...
"عهده داریت رو خودم برعهده گرفتم"
القیت علیک محبّة منی و لتصنع علی عینی ... ۳۹طه
و سیدالعارفین:
و اعلموا انکم بعین الله ...
تشاهدهم فی سرائرهم و نطلع فی ضمائرهم و تعلم مبلغ بصائرهم ...
توئی که شاهد اسرار بندگانت هستی و بر ضمیر و باطن آنان آگاهی
و میزان شناخت و بصیرت آنان را همچون روز نظاره گری ...
انّ اللّه سبحانه عند اضمار کل مضمر و قول کل قائل و عمل کل عامل ...
تو در ژرفای ضمیر هر پنهان کنندهای و در نجوای گفتار هر گویندهای
و در ساحت رفتار هر تلاش گری حضور دائم داری ...
و چه دلرباتر ؛ دل آرام تر و شیرین تر از این که همه اولیاء و همه خوبان الهی
از رسول مهربانی(ص) تا مهدی موعود (عج) در این سیر ؛ در این سلوک
همه ناظر و مراقب من خواهند بود ...
فکیف اذا جئنا من کل امة بشهید و جئنابک علی هؤلاء شهیدا ... 41 نساء
یار نوشت:
در ره عشق ؛ مرحله قرب و بعد نیست
می بینمت عیان و دعا می فرستمت ...








