که انفصال تو از من ورای ممکن هاست ...

و اصبر و ما صبرک الا بالله و لاتحزن عليهم و لا تک في ضيق مما يمکرون ... 127 نحل
سلام ...
نمی دونم چرا سر زدن به دنیای مجازی از امور جاریه ام رخت بربسته
اما خواستم هم تشکری کرده باشم از دوستانی که میان و ابراز لطف می کنن
و نظر می ذارن و هم چند نکته کوتاه رو یادآور بشم :
جمعه ۱۲ اسفند که روز انتخابات مجلس هست اولین انتخاباتی ست که به دلیل سفر
به تاجیکستان نمی تونم در اون شرکت کنم ...![]()
این به اون سالی که در جبهه سنم قانونی نبود و رأی دادم در ...![]()
"گفتن با کارت جبهه آزاده و می شه شرکت کرد و نیازی به شناسنامه نیست ..."
اینکه به چه کسی رأی بدیم هم مسئولیتی ست که از کسی به دلیل
ائتلافها و لیستهای احزاب و اعلام حمایت فلان آیات عظام و دیگران از من و تو ساقط نمی شه ...
حتی این سخن ناصواب که صالح مقبول به از اصلح غیر معروف ...
اتفاقا امروز یکی از دوستان درباره فلان لیست پرسید ...
گفتم خوبه ... چون می فهمم که چه کسانی وامدار چه جریانات و احزابی هستن
تا بهشون رأی ندم ...
متأسفانه چه بسیار نامزدهای اصلح و صالحی که چون در لیست فلان حزب و جبهه نشده ان
حتی دوستان بی بصیرت با این نگاه که مقبول و معروف نیستن
و یا رأیمون شکسته می شه و طرف رأی نمیاره کنارشون می ذارن ...
پس فرق من و تو و عوام کجاست ؟!!!
این جملات می تونه ملاک و معیار باشه :
کسی را برگزینید که درد کشور را بفهمد درد مردم را بداند
و از درد مردم احساس درد کند ...
با مردم یگانه و صمیمی باشد ... ساده زیست باشد
و خود و خانواده و نزدیکانش از فساد و اشرافیگری و اسراف دور باشد ...
اگر نماینده ای بر سر کار آید که قبل از ورود به مجلس خود را وامدار دیگران کرده باشد
و نانهایی به قرض گرفته باشد و بخواهد به مجلس که رفت قرض خود را اداء کند
به درد نمی خورد ...
اصلح یعنی کسی که برای ریشه کنی فقر و فساد عزم جدی داشته باشد
به حال قشرهای محروم و مستضف دل بسوزاند
اصلح کسی ست که به فکر معیشت مردم ؛ دین مردم ؛ فرهنگ مردم
و دنیا و آخرت من باشد ...
-----------------------------------------------------
صدا ز كالبد تن به در كشيد مرا
صدا به شکل كسي شد ، به بر كشيد مرا !
صدا شد اسب ستم ، روح من کشانده پي اش
به خاك بست ؛ به كوه و كمر كشيد مرا !
بگو كه بود كه نقاشي مرا مي كرد
كه با دو ديده همواره تر ؛ كشيد مرا ؟!
چه وهم داشت كه از ابتداي خلقت من
غريب و كج قلق و در به در كشيد مرا ؟!
دو نيمه كرد مرا ، پس تو را كشيد از من
پس از كنار تو اين سوي تر كشيد مرا !
میان ما دری از مرگ کرد نقاشی
به میخ کوفته در؛ پشت در کشید مرا !
خوشش نيامد ! اين نقش را به هم زد و بعد
دگر كشيد تو را و دگر كشيد مرا !
من و تو را دو پرنده كشيد در دو قفس !
خوشش نيامد ! بي بال و پر كشيد مرا !
رها شديم؛ تو ماهي شدي و من سنگي
نظاره تو به خون جگر كشيد مرا !
خوشش نيامد ، اين بار از تو دشتي ساخت
به خاطر تو نسيم سحر كشيد مرا !
خوشش نيامد؛ خط خط خط زد اينها را !
يك استكان چاي ، از خير و شر كشيد مرا !
تو را شكر كرد و در رگان من حل كرد
سپس به سمت لبش برد و … سر كشيد مرا !!!
--------------------------------------------------------
اللهم إنا نسئلک ان تملأ قلوبنا حبّا لک و خشیة منک ...
حبب الینا لقائک و حبب لقائنا ...
واجعل لنا فی لقائک الراحه والفرج والکرامه ... "فرازی از ابوحمزه"
تا رمضان سال بعد تنها ۱۴۵ روز دگر باقیست ...