رسول مشتاق از همصحبتی با جبرئیل امین به دیدار فاطمه می آید ...

: قرة عینم ؛ پاره جگرم ؛ حضرت احدیت توسط فرشته وحی برای من پیام فرستاده

 تا به تو بگویم هر آنچه که از ذات اقدس اله می خواهی بخواه تا حاجتت برآورده سازد ...

سیدة نساء العالمین : 

"شغلتنی عن مسئلته لذّة خدمته؛ لا حاجة لی غیر النظر إلی وجهه الکریم ... "

لذت خدمت او "حضور در کنار یار" منو آنقدر گرفتار و مشغول کرده

که از او چیزی نمی خوام ...

من همین اندازه که اجازه و رخصت رؤیت و گفتگوی یار رو به من داده اند ؛

 به چیز دیگه ای نیاز ندارم ...

آنقدر سرگرم او شده ام و دل به شیرینی حضور او داده ام که کمبودی حس نمی کنم ...

--------------------------------------------------------------

گلعذاري ز گلستان جهان ما را بس          زين چمن سايه آن سرو روان ما را بس

من و همصحبتي اهل ريا دورم باد            از گرانان جهان رطل گران ما را بس

قصر فردوس به پاداش عمل مي‌بخشند      ما که رنديم و گدا دير مغان ما را بس

يار با ماست چه حاجت که زيادت طلبيم     دولت صحبت آن مونس جان ما را بس