شنیده ام که مجازات عشق سنگین است ...
واصبر لحکم ربک فانک باعیننا ... ۴۸ طور
اگه بتونم بخاطر تو صبر کنم حتما تو هم منو زیر نظرت می گیری ...
وای که چه کیفی داره زیر نگاه مهر و محبت و کرامت تو رفتن !!!
و من گریخته ام ...
و در پی من صیادها ...
و فرا رویم دامها ...
یا ضامن آهو!
من یقین دارم دستان تو تنها سهم آهو نیست !!!
هنوز گر چه صدایت غریب و غمگین است
بلند حرف بزن،گوش شهر سنگین است ...
بلند حرف بزن ماه بی قرینه، ولی
مراقب سخنت باش ، شب خبرچین است ...
مراقب سخنت باش و کم بگو از عشق
شنیده ام که مجازات عشق سنگین است ...
اگر به نام تو دستی به آسمان برخاست
گمان مبر که دعا می کنند ، نفرین است ...
به قدر خوردن یک چای تلخ با من باش
که تلخ با تو عزیزم هنوز شیرین است ...
مرا به خوب شدن وعده می دهی اما
شنیده ام همه ی وعده ها دروغین است ...
به حال و روز بد پیش از این چه می نالی؟
چه ماجرا که به تقدیرمان پس از این است ...
تازه تر کن داغ ما را !!! با صدای سالار عقیلی